تنها نکته ای که می توان آن را کمی مثبت ارزیابی کرد پافشاری بر حق هسته ای بوده البته آنهم چون هزینه زیادی برای آن پرداختیم و تحریمهای بسیاری را به جان خریدیم شاید ارزشش زیر سوال برود مخصوصا وقتی کره شمالی راکتور های خود را متوقف کرد تا نتیجه اش این شد که تمام نگاهها برای وارد کردن فشار بر ایران متمرکز شود. بسیاری صاحب نظران اندیشه های احمدی نژاد را صرفا برای مخالفت با خط مشی دولتهای قبلی در جهت مدارا با غرب تلقی می کنند و در پس آن استراتژی خاصی نمی بینند و فقط نوعی لجبازی با آمریکا آن را قلمداد می کنند. البته این لجبازی همانطور که گفتیم هزینه های زیادی روی دست ملت گذاشته. اما حتی اگر فرض کنیم که احمدی نژاد در سیاست خارجی خود در پی کسب اقتدار برای ایران است( فرض محال که محال نیست) عملکرد اخیر این دولت اصولگرا در برابر بحرین چه توجیحی دارد؟؟؟ شریعتمداری در مقاله ای بحرین را جزیی از خاک ایران دانست( بحرین حدود ۵۰ سال قبل از ایران جدا و مستقل اعلام شد) و این واکنش مقامات و مطبوعات بحرین را در پی داشت. واضح است که صحبتهای سردبیر یک روزنامه موضع دولت یا حکومت ایران نیست اما با وجود توهین های بسیاری که بحرینی ها به ما کردند متکی سریعا به بحرین رفته و از کشوری که بارها جزایر سه گانه را حق ایران ندانسته و بر نام مجعول خلیج عرب صحه می گذارد عذر خواهی می کند. دولتی که تحریم را بر ملتش تحمیل می کند تا در برابر آمریکا قلدری کند چه طور سریعا مقامات عالی خود را برای پوزش به کشوری می فرستد که حتی به اندازه یکی از استانهای ما نیز جمعیت ندارد؟ پس اقتداری که آقای رییس جمهور از ان حرف می زنند کجاست؟ جالب است بدانید در مطبوعات بحرین کاریکاتور های موهنی از آیت الله خامنه ای کشیده شد و توهینهای بسیاری نثار مقامات ایران شد و حتی فتوای قتل شریعتمداری صادر شد
پس کجا رفتند آن غیرتمندانی که برای مدعوین به جشن تولد ملکه انگلیس در خواست اعدام انقلابی می کنند اما حالا توهین به رهبرشان را این چنین راحت تحمل می کنند؟ در چنین مواقعی است که ماهیت واقعی افراد و سیاسیت ها مشخص می شود تا بازهم به قول حضرت حافظ:
خوش بود تا محک تجربه آید به میان/تا سیه روی شود هر که درو غش باشد